تبليغاتX
تصمیم من برای مهاجرت

تصمیم من برای مهاجرت
مهاجرت 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
سلام

اول از همه  معذرت میخوام از اینکه حال و هوای ابریو شایدم بارونیمو به اینجام انتقال دادم و مرسی از دوستای خوبم که مثل همیشه با حرفاشون از راه دور کلی آرومم کردن  همتونو دوست دارم

خیلی حس خوبیه که ببینی یه دوستایی داری که خیلیاشونو حتی از نزدیک 1 بارم ندیدی ولی اینقده از نظر روحی بهت نزدیکن که با حرفاشون آروم میشی ...... خیلی حس خوبیه ..... همتونو دوست دارم .....

ووووووووو امااااااااااا  دوم اینکه دوستان اومدم اینجا که از همتون حلالیت بخوام ، اگه احتمالا سوء تفاهمی پیش اومده یا ناخواسته تو این 1 سال و خورده ای که اینجام کسی رو آزردم خواهش میکنم که منو ببخشین  و حلالم کنین ..... من با اجازتون چهارشنبه صبح عازم خونه خدا هستم، و تا 12 روز نیستم ....

برای همتون دعا میکنم و به یاد همتون هستم و امیدوارم که خدا یه انرژی مضاعف بهم بده که توی این 12 روز بتونم حسابی عبادت کنم  و به یاد همتون باشم

دوستتون دارم 

حلالم کنین

[ 91/02/31 ] [ 10:0 ] [ روشنک ]

راستش یه وقتایی حرفایی که رو دلم سنگینی میکنن رو همینجوری واسه خودم میشینم رو کاغذ مینویسم بلکه دلم وا شه !!!! بعضی وقتا سبک میشم اما خیلی وقتا هم نه !  چند وقتیه که اینجا چیزی نمینویسم اگرم بنویسم چند بیت شعر یا چند تا جوکه جهت اینکه اعلام حیات کنم !!!! یه وقتایی یه حرفایی هست که شاید یه کم برای آدم خصوصی باشه اما من اصولا با گذاشتن پست خصوصی مخالفم ، به خاطر اینکه اگه خصوصیه که دیگه چرا اینجا بنویسمشون که حالا با عنوان خصوصی دوستانی که اگه 100 سال یک بار هم به  به وبلاگ من سر بزنن ببینن مطلبی گذاشتم که کسی نخونه !!!! این یه کم عجیبه چون من اومدم اینجا که ارتباط داشته باشم نه  روابط خصوصی با خودم ! من البته حرفای خصوصی خودمو که با خودم میزنم تو یه دفتر مخصوص مینویسم و هر از گاهی هم اون دفتر رو مرور میکنم که ببینم چه اوضاع و احوالی داشتم و الان چی دارم ! به هر حال اخلاقم مزخرفه دیگه ! بگذریم .....!!! اما الان چند وقتیه که دلم گرفته ،  سنگینم ،  منگم ، من مشکلات دوستان مهاجر و در انتظار مهاجرت رو به اون شکل و قیافه ندارم و اصولا دل گرفتگیام هیچ ربطی به اون قسمت از زندگیم نداره .....

من اصولا آدم آروم و ساکتی هستم ..... خیلی وقتا پیش میاد تو خونمون حتی تا چند روز اگه مامان یا بابا صحبتی با من نکنن و یا حرفی با من نزنن من اصلا حرفی نمیزنم و  تو اتاقم ،یا سرم به کتابام گرمه و یا رو تختم دراز میکشم و فکر میکنم !!!! اما الان دیگه خودم دارم از خودم میترسم !!!!  خیلی آرومو ساکتم ! هیچی منو نمیخندونه ! حتی زمانی که جلو تلویزیون پیش مامان بابا نشستم تو فکرم ، تو اداره همکارام که منو میبینن از دور که میبینن میگن چته؟ سر حال نیستی؟؟!!! 

چند روز پیش رفته بودم مخابرات دنبال یه کاری برای تلفنم ، وقتی تو قسمت امور مشترکین اسم و فامیلمو گفتم یکی از کارمندای خانومی که اونجا بود منو به فامیلی صدا کرد و گفت که ما با هم همکلاسی بودیمو کلی با احساس داشت به من آشنایی میداد ! اما من خیلی جدی  نگاهش کردم و خیلی سرد گفتم معذرت اما من یادم نمیاد و سرمو به کار خودم گرم کردم !!!! بعدش که از اونجا اومدم بیرون از خودم خجالت کشیدم !!! دختر بیچاره اصلا پشیمون شد که چرا آشنایی داد !!!! نمیخواستم ناراحتش کنم اما این روزا خیلی تلخم ! خیلی .......

صبح ساعت 6 که از خواب بیدار میشم یه بغضی تو گلومه ! کاش بترکه !!! کاش جلوشو نگیرم  بلکه آرومتر شم ! آخه من چمه ! چرا اینجوری شدم ! همه دوستام اعصابشون از دستم خورده ! اونا همیشه منو خندون میدیدن اما الان یه مدتیه که حتی اگه باهاشون بیرونم برم همش خمیازه میکشم یا فقط به کاراشون نگاه میکنمو به حرفاشون گوش !!!! اونا زیاد این روشنک رو نمیشناسن ! همشم گیر میدن که روشنک تو رو خدا روحیه تو عوض کن ما اینجوریتو دوست نداریم !!! راستش خودمم اینجوریمو دوست ندارم !!!!

برام دعا کنین !!! دعا کنین بتونم روحیه مو عوض کنم ، بهتر شم ، بخندم...... !!!!!! دعا کنین دنیا به روم بخنده ....!!!!!

[ 91/02/28 ] [ 8:24 ] [ روشنک ]
هر زنی دو مرد را دوست دارد !

یکی ساخته تخیلات اوست ، و دیگری هنوز به دنیا نیامده!


********************

بیشتر مردان موفقیتشان را مدیون زن اولشان هستند

و زن دومشان را مدیون موفقیتشان !!!


*********************

همه پدیده ها تو دنیا به بی نظمی میل دارن
سر دسته شون هم اتاق منه!!

*****************

یک دوست دختر دانشجو روانپزشکی هم نداریم خیانت کردیم...
خیلی منطقی درکمون کنه !!

*******************
 
گمونم اسب سفید شاهزاده منو کشتن و باهاش سوسیس درست کردن
و گرنه امکان نداشت اینقده دیر کنه!!!!!.....


*******************

بابات از تو چشات میخونه چه گندی زدی ...
ولی وقتی پول نداری به ۱۷ زبون زنده ی دنیا هم بگی متوجه نیست !

*********************

یه توصیه مهم برای آقایان ! 
بهترین راه برای پیشگیری از عصبانیت خانمها این است که به آنها بگویید:
عزیزم موقع عصبانی شدن خیلی زشت می شوی ...
 


*********************

زمزمه های دانشجویان شب قبل از امتحان :
خب !
این که نمیاد...
اینم که بلدم...
دیگه وقت خوابه...
 
******************

به یارو گفتن واسه زلزله بم چه کمکى کردى؟
گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی!


********************


دختر و پسری مشغول چت در اینترنت هستند.
پسر: تو احتمالاً خیلی زیبا هستی!
دختر: به چه دلیلی این طور فکر می کنی؟
پسر: خوب، طبیعت حتماً این خنگی تو را به نحوی باید تلافی کرده باشد!!!

*******************

بچه‌های این دوره و زمونه چقد قرتی شدن واقعا" ،
یادمه با پسر همسایه‌مون فوتبال بازی می‌کردیم ...
رفت دانشگاه سیبیلاشو زد فهمیدیم دختر بوده!!


******************

دوست دارم یه روز انقد پولدار بشم
که وقتی رانی میخورم اون تیکه آخر هلو که ته قوطی گیر میکنه واسم مهم نباشه!!
 

*********************


میگی پایتخت رومانی چیه ؟

یارو لایک می‌کنه !
مثله اینه که به یکی‌ بگی‌ ساعت چنده ماچت کنه !!!!
 

*******************

یکی از بدترین لحظه های زندگی وقتیه که 
فیلم رقصیدنت رو توی جمع نگاه می کنی!!

*******************
 
تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری نود و پنج درصدش میره لای دندونات 
و فقط پنج درصدش نصیب معدت میشه!!


*********************

نمی دونم همه پیرزنا مثل برف پاک کن میرقصن ؟؟؟
 یا مادر بزرگ من اینجوریه فقط ؟


*********************

دقت کردین !؟
 
الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشید تو خونه
از نظر پدر و مادرتون، بچه همسایه یا بچه فامیل بهتر از شما بیکار میشینه!!
 

**********************

اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند
کافیه یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه عالم میفهمن!


*********************
 
نمونه سوالهای رایج توی همه ی خونه ها
این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه ؟
چی از جون این یخچال بدبخت میخوای ؟
کی لامپ دستشویی رو روشن گذاشته ؟
کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده ؟
این موقع شب با کی حرف میزنی ؟
چشمات در نیومد پای این کامپیوترِ کوفتی ؟
کی غذای منو خورده ؟


*****************
****



[ 91/02/20 ] [ 9:22 ] [ روشنک ]

چه کسی میگوید‎ ‎: که گرانی شده است؟؟‎

دوره ارزانیست !!

دل ربودن ارزان!

دل شکستن ارزان!!

دشمنیها ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر!

قیمت عشق چقدر کم شده است! کمتر از آب روان

و چه تخفیفه بزرگی خورده ،قیمت هر انسان!

[ 91/02/02 ] [ 8:18 ] [ روشنک ]
اول اینکه از استرس هایتان حرف بزنید
یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها و جفتک هایی که از "الاغ زندگی" خورده‌اید را با او تقسیم کنید…
بازگو کردن مشکلات، وزن آن ها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، او هم سفره خودش را برایتان باز می کند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش .       .
دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید
گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاری ها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.
همه همینطور بوده‌اند و انگشت فرو کردن در زخم های قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد.
آینده را هم که رسما باید به هیچ کجایتان حساب نیاورید.
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است…
سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید
حالامی‌گویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…! وسط همه گرفتاری ها واسترس ها و بدبختی‌هاتون...!!!
آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد…
کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، کمی خریت یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید…. که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد…
مثل نهنگ‌ها که هر از چندگاهی به بالای آب می‌آیند و نفسی تازه می‌کنند و دوباره به زیر آب برمی‌گردند…

چهارم اینکه تن‌‌تان را بجنبانید
ورزش قاتل استرس است...
لزومی هم ندارد که وقتی می‌گوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و به اندازه گوریل بازو دربیاورید…
همچین که یک جفتک چارکش منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است…
از من به شما نصیحت…
پنجم اینکه واقع‌بین باشید:
ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم
داستان، مثل آمپول زدن میماند… وقتی اصغر آمپول‌زن، قرار است ماتحت مریض را نوازش کند، حتما این کار را می‌کند و حالا اگر عضله آنجایت را بخواهی سفت کنی، هیچ خاصیتی ندارد الا اینکه درد آمپول بیشتر می‌شود…
گاهی مواقع باید واقع‌بین بود و عضله‌ها را شل کرد که دردش کمتر شود…
: ششم اینکه زندگی‌تان، میدان و مسابقه اسب‌دوانی نیست
خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابت‌پیشگی"، استرس‌زا است…
اینکه جاسم فوق‌لیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم، شما را دقیقا می‌کند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده…
زندگی مسخره‌تر از چیزی است که شما فکرش رامی‌کنید…
هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند…
خودتان باشید…
هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترس‌زا" هراس نداشته باشید:
مثال ساده آن، دندان‌پزشک است…
وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندان‌پزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمه‌هایتان را با یکطرفتان بجوید…
نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس ِ درد است…
ترس، استرس می زاید
هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید
آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمی‌کند…
مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد…
آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمی‌تواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی…!!
نهم اینکه بخندید :
همه مشکل دارند…
من دارم، شما هم دارید… همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست…
یاد بگیرید بخندید… به ریش دنیا و مشکلات بخندید…
به بدبختی‌ها بخندید… به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم،بخندید…
به خودتان بخندید…
دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و می‌بینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست… درمانش نمی‌کند اما دردش را کم میکند

[ 91/01/23 ] [ 11:27 ] [ روشنک ]

امسال هرکی  اومد خونه ما عید دیدنی، بهش می گفتم  واااااای چقد چاق شدی...

طرفم از همون خونه ما شروع  ميكرد به رژیم گرفتن...

کلی به اقتصاد خانواده کمک کردم!!!

                                                              خواب 

**********************

هی میگین:

ماهی قرمز گناه داره توی تنگ ماهی نذارید!!

فقط ماهی قرمزه آدمه؟

ماهی سفید کنار سبزی‌ پلوتون توله‌ سگه؟


                                                                   
             

                          **********************

ملت تو عيد یه پاشون شمال بود یه پاشون آنتالیا

من یه پام فیس بوک بود  یه پام دستشوئی...!


                                                                                     I don't know - New!

****************

این دبستانى هایى که تو هفته دو روز تعطیلن،

اگه پسفردا بیان زِر زِر کنن که ما نسل سوخته ایم و اینا،

جورى با پشت دست بزنید تو دهنشون که دیگه نتونند بلند بشن …!!


*******************


يارو تو اتوبوس هي ميره صندلي شماره ٣ هي ميره شماره ١٥

بهش ميگن چرا اينطوري ميكني؟

ميگه خير نبينه اوني كه گفت ٢ تا صندلي بگير شب راحت بخوابي!!!

                                                     

                      *************************

از يارو ميپرسن به زنبوري كه تو كندو از همه زنبورها مراقبت ميكنه چي ميگن؟

يارو ميگه: بهش ميگن خسته نباشي!!  


                                        آخ 


                             **********************


براي يك زن ٢٠ سال طول ميكشد تا از پسرش مرد بسازد

اما زن ديگري همان مرد را ظرف ٢٠ ثانيه خر ميكند!!

هلن رولند

                         

                         *************************

[ 91/01/16 ] [ 11:14 ] [ روشنک ]
سلام به همگی

من تا اونجایی که تونستم به وبلاگ همه دوستام سر زدم و تک تک بهشون سال جدید رو پیشاپیش تبریک گفتم و براشون آرزوی یه سال خوب و پر از انرژی مثبت و موفقیت کردم ولی بازم اینجا به عنوان آخرین پستی که تو سال 90 میذارم چه دوستانی که وبلاگ دارن و چه اونایی که وبلاگ ندارن ولی از خوانندگان وبلاگ ها هستن مثل فریار عزیزم براشون آرزوی موفقیت میکنم و از ته دل آرزو میکنم که تو سال 91 به آرزوهاتون برسین و سال 91 سالی پر از شادی و خنده و اتفاقای مثبت باشه ، آرزو میکنم که همیشه تنتون سالم باشه هم خودتون هم خانوادتون و هر روز که میاد از روز قبل بهتر و قشنگتر باشه براتون . همتونو دوست دارم  و ازتون میخوام سر سفره هفت سین که نشستین و دارین دعای سال تحویل رو میخونین اون ته تهای دلتون یه کوچولو برای منم دعا کنین.

الهی... حول حالنا الی احسن الحال


[ 90/12/27 ] [ 10:40 ] [ روشنک ]
سلام علیکم !

یه مطلبی تو یکی از وبلاگ های دوستان خوندم که خیلی به نظرم جالب اومد و بعد از اینکه ایشون اجازه دادن قرار شد اینجا بذارم که دوستای خودم هم بخوننش.

مطلب رو از وبلاگ کوپید (الهه عشق ) گرفتم و اینم لینک وبلاگشون

http://www.koopid88.blogfa.com/post-94.aspx

 و اینم خود مطلب با عنوان نژاد پرستی


ماجرایی رو که تعریف می کنم در خط هوایی TAM اتفاق افتاد:

یک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلیش رسید و دید مسافر کنارش یک مرد ساهپوسته
با لحن عصبانی مهماندار پرواز رو صدا کرد
مهماندار از او پرسید "مشکل چیه خانوم؟"
زن سفید پوست گفت: "نمی تونی ببینی؟ به من صندلیی داده شده که کنار یک مرد سیاهپوسته، من نمی تونم کنارش بشینم، شما باید صندلی منو عوض کنین!"
مهماندار گفت: "خانوم لطفاً آروم باشید، متاسفانه تمامی صندلی ها پر هستند، اما من دوباره چک می کنم ببینم صندلی خالی پیدا میشه یا نه"
مهماندار رفت و چند دقیقه بعد برگشت و گفت: "خانوم، همانطور که گفتم تمامی صندلی ها در این قسمت اقتصادی پر هستند، من با کاپیتان هم صحبت کردم و او تایید کرد که تمامی صندلی ها در دسته اقتصادی پر هستند، ما تنها صندلی خالی در قسمت درجه یک داریم"
و قبل از اینکه زن سفید پوست چیزی بگه مهماندار ادامه داد: "ببینید، خیلی معمول نیست که یک شرکت هواپیمایی به مسافر قسمت اقتصادی اجازه بدهد در صندلی قسمت درجه یک بنشیند، با اینحال، با توجه به شرایط، کاپیتان فکر می کنه اینکه یک مسافر کنار یک مسافر افتضاح بنشینه ناخوشایند هست."
و سپس مهماندار رو به مرد سیاهپوست کرد و گفت: "قربان این به این معنی است که شما می تونید کیفتون رو بردارید و به صندلی قسمت درجه یک که برای شما رزرو کردیم تشریف بیارید..."

تمامی مسافران اطراف که این صحنه رو دیدند شوکه شدند و در حالی که کف می زدند از جای خود قیام کردند.

[ 90/12/18 ] [ 11:38 ] [ روشنک ]

سلام

هنوز خیلی شلوغم و همه چی قاطی پاطیه !!! در نتیجه بیاین بخندیم!!!


دیکتاتور کیست !؟

بچه ای است ۲ ساله

که ۲۰ نفر مجبورند به خاطر اون کارتون نگاه کنند!  ( آخ آخ یکی نافرمش گیر من اومده بود !!! همش باید میشستم باهاش بنتن میدیدم هیپنوتیزم  !!!)


                                *********************************


از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!


                             **********************************


( کالسکه )
واژه ای است که یک اصفهانی ،

 هنگام تست یک میوه کال بکار میبرد !


                         ***********************************


به یارو میگن طاقت شنیدن خبر بد داری ؟

میگه آره ، گفتن بابات مرد !

گفت: خاک تو سرت فکر کردم یارانه ها رو قطع کردن !
زبان


                   *******************************

غضنفر تاکسی سمند می خره

سه تا مسافر سوار می کنه

اولی به مقصد می رسه میگه نگه دار

غضنفر می پرسه سمند داری ؟

میگه نه. میگه پس بشین

دومی به مقصد می رسه میگه نگه دار

می پرسه سمند داری ؟

میگه نه. می گه پس بشین

سومی میگه من سمند دارم ، نگه دار

غضنفر میگه پس بگو ترمزش کدومه ؟؟؟!!  


                        **********************************


بهروز خالی بند با زنش میرن پیک نیک. زنش میگه: بشینیم زیر اون درخت.

بهروز خالی بند میگه نه! همین وسط جاده امن‌تره! زود پتو رو بنداز!

زنش میگه: آخه اینجا ماشین میزنه بهمون!ولی بهروز خالی بند با اصرار

وسط جاده پتو رو پهن می‌کنه و دو نفری می‌شینند وسط جاده!

بعد از مدتی یه کامیون میاد طرفشون هر چی بوق میزنه، اونا از جاشون تکان نمیخورن،

کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.هروز خالی بند به زنش میگه: دیدی گفتم

وسط جاده امن‌تر! اگه زیر اون درخت بودیم الان هر دومون مرده بودیم!


                         *******************************

مگسه داشته گه میخورده !

یک دفعه بالا میاره !میگن چی شد !؟ میگه : توش مو بود


                        *******************************


حکمتی برای فهيمان : يارو داشته دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم!!!whistling


                          *******************************


رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه! !


                 

                          ********************************


نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…

بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره!!!!  (یعنی هلاک این نصایحتاشونم!!
)


                               *******************************


یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... دویست هزار تومن جریمش میكنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوكباب، چلومرغ، و ... اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میكنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!


                             ******************************

به يکی میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه!!!

 

                           *******************************


يارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!
يارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی ( آخ ، آخ واقعا !!! شما به این میگین زندگی؟؟؟!!!
)


                                 *****************************


 دو تا تنبل دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه ميكشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا كنتعجب


                                 *****************************


طرف خودشو میمالیده به سپر ماشین ! میگن چی کار میکنی بابا, میگه دارم اوقاتمو سپری میکنمساکت



                                ******************************


به یارو میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم چشم



                             ********************************


يه نفر ميره جوراب فروشي ميگه آقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟يارو دست ميده ميگه: مردونه!!!!نیشخند


                            *******************************


پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟قهقههقهقهه


                            *******************************

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند.  ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ...  ( جل الخالق !!!not worthy)


[ 90/12/11 ] [ 12:35 ] [ روشنک ]


اوه اوه چه برفیه !!!!  ببینم میتونم از این برف توپ عکس بگیرم بذارم براتون! یعنی از صبح اینجا برف میباره بصورت خفن........!!!!

این روزا هیچ خبر خاصی نیست، کسی برای کلاس فرانسه پیشنهادی نداشت  اما من دیگه کلاسمو از دوستم جدا کردم ، یه کمم ناراحتم واسه خودم چون زیاد وقت نمیکنم این روزا،  آخه 1 ماهه دیگه عروسیه برادرمه و ما هنوز تازه داریم دنبال سالن میگردیم !!!همه هم این وسط  گیر من هستن !!! مامان میگه منو ببر برام مدل لباس انتخاب کن !! بابا میگه تو باید باشی سالن رو ببینی و قبول کنی !!!! عروسمون میگه من بدون تو نمیتونم لباس عروس انتخاب کنم تو هم باید باشی نظر بدی !!! اداره یه عالمه کار دارم !!! خودم هنوز لباس ندارم !!!! فرانسه  یه کم سخت شده !!! الان شما بگید من چیکار کنم
؟؟؟!!!!

[ 90/12/01 ] [ 12:26 ] [ روشنک ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

امکانات وب

تبادل لینک

خرید بک لینک
:
:
< :
>