آخرین پست سال 90

سلام به همگی

من تا اونجایی که تونستم به وبلاگ همه دوستام سر زدم و تک تک بهشون سال جدید رو پیشاپیش تبریک گفتم و براشون آرزوی یه سال خوب و پر از انرژی مثبت و موفقیت کردم ولی بازم اینجا به عنوان آخرین پستی که تو سال 90 میذارم چه دوستانی که وبلاگ دارن و چه اونایی که وبلاگ ندارن ولی از خوانندگان وبلاگ ها هستن مثل فریار عزیزم براشون آرزوی موفقیت میکنم و از ته دل آرزو میکنم که تو سال 91 به آرزوهاتون برسین و سال 91 سالی پر از شادی و خنده و اتفاقای مثبت باشه ، آرزو میکنم که همیشه تنتون سالم باشه هم خودتون هم خانوادتون و هر روز که میاد از روز قبل بهتر و قشنگتر باشه براتون . همتونو دوست دارم  و ازتون میخوام سر سفره هفت سین که نشستین و دارین دعای سال تحویل رو میخونین اون ته تهای دلتون یه کوچولو برای منم دعا کنین.

الهی... حول حالنا الی احسن الحال


جالب

سلام علیکم !

یه مطلبی تو یکی از وبلاگ های دوستان خوندم که خیلی به نظرم جالب اومد و بعد از اینکه ایشون اجازه دادن قرار شد اینجا بذارم که دوستای خودم هم بخوننش.

مطلب رو از وبلاگ کوپید (الهه عشق ) گرفتم و اینم لینک وبلاگشون

http://www.koopid88.blogfa.com/post-94.aspx

 و اینم خود مطلب با عنوان نژاد پرستی


ماجرایی رو که تعریف می کنم در خط هوایی TAM اتفاق افتاد:

یک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلیش رسید و دید مسافر کنارش یک مرد ساهپوسته
با لحن عصبانی مهماندار پرواز رو صدا کرد
مهماندار از او پرسید "مشکل چیه خانوم؟"
زن سفید پوست گفت: "نمی تونی ببینی؟ به من صندلیی داده شده که کنار یک مرد سیاهپوسته، من نمی تونم کنارش بشینم، شما باید صندلی منو عوض کنین!"
مهماندار گفت: "خانوم لطفاً آروم باشید، متاسفانه تمامی صندلی ها پر هستند، اما من دوباره چک می کنم ببینم صندلی خالی پیدا میشه یا نه"
مهماندار رفت و چند دقیقه بعد برگشت و گفت: "خانوم، همانطور که گفتم تمامی صندلی ها در این قسمت اقتصادی پر هستند، من با کاپیتان هم صحبت کردم و او تایید کرد که تمامی صندلی ها در دسته اقتصادی پر هستند، ما تنها صندلی خالی در قسمت درجه یک داریم"
و قبل از اینکه زن سفید پوست چیزی بگه مهماندار ادامه داد: "ببینید، خیلی معمول نیست که یک شرکت هواپیمایی به مسافر قسمت اقتصادی اجازه بدهد در صندلی قسمت درجه یک بنشیند، با اینحال، با توجه به شرایط، کاپیتان فکر می کنه اینکه یک مسافر کنار یک مسافر افتضاح بنشینه ناخوشایند هست."
و سپس مهماندار رو به مرد سیاهپوست کرد و گفت: "قربان این به این معنی است که شما می تونید کیفتون رو بردارید و به صندلی قسمت درجه یک که برای شما رزرو کردیم تشریف بیارید..."

تمامی مسافران اطراف که این صحنه رو دیدند شوکه شدند و در حالی که کف می زدند از جای خود قیام کردند.

هیچی!!!

سلام

هنوز خیلی شلوغم و همه چی قاطی پاطیه !!! در نتیجه بیاین بخندیم!!!


دیکتاتور کیست !؟

بچه ای است ۲ ساله

که ۲۰ نفر مجبورند به خاطر اون کارتون نگاه کنند!  ( آخ آخ یکی نافرمش گیر من اومده بود !!! همش باید میشستم باهاش بنتن میدیدم هیپنوتیزم  !!!)


                                *********************************


از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!


                             **********************************


( کالسکه )
واژه ای است که یک اصفهانی ،

 هنگام تست یک میوه کال بکار میبرد !


                         ***********************************


به یارو میگن طاقت شنیدن خبر بد داری ؟

میگه آره ، گفتن بابات مرد !

گفت: خاک تو سرت فکر کردم یارانه ها رو قطع کردن !
زبان


                   *******************************

غضنفر تاکسی سمند می خره

سه تا مسافر سوار می کنه

اولی به مقصد می رسه میگه نگه دار

غضنفر می پرسه سمند داری ؟

میگه نه. میگه پس بشین

دومی به مقصد می رسه میگه نگه دار

می پرسه سمند داری ؟

میگه نه. می گه پس بشین

سومی میگه من سمند دارم ، نگه دار

غضنفر میگه پس بگو ترمزش کدومه ؟؟؟!!  


                        **********************************


بهروز خالی بند با زنش میرن پیک نیک. زنش میگه: بشینیم زیر اون درخت.

بهروز خالی بند میگه نه! همین وسط جاده امن‌تره! زود پتو رو بنداز!

زنش میگه: آخه اینجا ماشین میزنه بهمون!ولی بهروز خالی بند با اصرار

وسط جاده پتو رو پهن می‌کنه و دو نفری می‌شینند وسط جاده!

بعد از مدتی یه کامیون میاد طرفشون هر چی بوق میزنه، اونا از جاشون تکان نمیخورن،

کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.هروز خالی بند به زنش میگه: دیدی گفتم

وسط جاده امن‌تر! اگه زیر اون درخت بودیم الان هر دومون مرده بودیم!


                         *******************************

مگسه داشته گه میخورده !

یک دفعه بالا میاره !میگن چی شد !؟ میگه : توش مو بود


                        *******************************


حکمتی برای فهيمان : يارو داشته دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم!!!whistling


                          *******************************


رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه! !


                 

                          ********************************


نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…

بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره!!!!  (یعنی هلاک این نصایحتاشونم!!
)


                               *******************************


یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... دویست هزار تومن جریمش میكنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوكباب، چلومرغ، و ... اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میكنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!


                             ******************************

به يکی میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه!!!

 

                           *******************************


يارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!
يارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی ( آخ ، آخ واقعا !!! شما به این میگین زندگی؟؟؟!!!
)


                                 *****************************


 دو تا تنبل دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه ميكشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا كنتعجب


                                 *****************************


طرف خودشو میمالیده به سپر ماشین ! میگن چی کار میکنی بابا, میگه دارم اوقاتمو سپری میکنمساکت



                                ******************************


به یارو میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم چشم



                             ********************************


يه نفر ميره جوراب فروشي ميگه آقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟يارو دست ميده ميگه: مردونه!!!!نیشخند


                            *******************************


پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟قهقههقهقهه


                            *******************************

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند.  ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ...  ( جل الخالق !!!not worthy)


هوا بسی رمانتیک است ...!!!


اوه اوه چه برفیه !!!!  ببینم میتونم از این برف توپ عکس بگیرم بذارم براتون! یعنی از صبح اینجا برف میباره بصورت خفن........!!!!

این روزا هیچ خبر خاصی نیست، کسی برای کلاس فرانسه پیشنهادی نداشت  اما من دیگه کلاسمو از دوستم جدا کردم ، یه کمم ناراحتم واسه خودم چون زیاد وقت نمیکنم این روزا،  آخه 1 ماهه دیگه عروسیه برادرمه و ما هنوز تازه داریم دنبال سالن میگردیم !!!همه هم این وسط  گیر من هستن !!! مامان میگه منو ببر برام مدل لباس انتخاب کن !! بابا میگه تو باید باشی سالن رو ببینی و قبول کنی !!!! عروسمون میگه من بدون تو نمیتونم لباس عروس انتخاب کنم تو هم باید باشی نظر بدی !!! اداره یه عالمه کار دارم !!! خودم هنوز لباس ندارم !!!! فرانسه  یه کم سخت شده !!! الان شما بگید من چیکار کنم
؟؟؟!!!!