سلام 

تصمیم دارم بیشتر بنویسم تو وبلاگ ام 

حس بهتری دارم از نوشتن تو وبلاگ تابقیه فضاهای مجازی . 

این روزا حال و هوای شهر بشکل عجیب غریبی عوض شده 

ملت انگار یه جور حس هیجان دارن از اومدن ماه محرم !!! 

نمیدونم !!! بگذریم 

رفتم فیلم فروشنده رو دیدم . راستش شب قبلش هم رفته بودم فیلم آبنبات چوبی رو ببینم 

از نظر اصالت ساخت کاملا باهم متفاوت بودن

اما موضوع کلی فیلم شاید یه شباهت هایی بهم داشت 

ولی راستش بعد از دیدن فیلم فروشنده تا یک ربع اصلا حرف نزدم و کاملا درگیر فیلم بودم !!!! 

بازی روون شهاب حسینی و حتی ب نظر من عالی تره ترانه علیدوستی آدم رو تو اون فضا نگه می داشت 

ولی من متوجه نشدم چرا ترانه ب شوهرش اصرار داشت که آبروی اون مرد رو نبره و ب خانوادش نگه !!!!!

دوستان خانم لطفا نظر بدن !!!! من هرچی فکر میکنم نمیتونم درک کنم اصرار زن نقش اول فیلم رو ب سکوت شوهر!!!

دیشب داشتم برنامه هفت رو میدیدم که مهمونشون سعید راد بود، ب نظرم یه ایده های جالبی داشت ، میگفت چرا تو فیلم های ما دیگه قهرمان نیست ! چرا ما فیلم هایی نمیسازیم که تو فیلم هامون حس افتخار و بالیدن ب خودمون رو نشون بدیم

با تمام احترامی که برای زیبایی های فیلم های ابد و یک روز و فروشنده قائلم ولی من هم که فکر میکنم میبینم کاش کنار این فیلم ها میتونستیم فیلم هایی رو داشته باشیم که ب جای اینکه تا یک ربع بعد از تموم شدن فیلم همچنان تو فضای رقت بار و تاسف بار فیلم خیمه بزنیم میتونستیم تا ساعت ها از فضای فیلم ب خودمون ببالیم